وقتی دو غول دارن سر یه چیز میجنگن، غریزه میگه تو هم وارد همون جنگ شو. نینتندو برعکس عمل کرد. از میدون بیرون رفت، یه میدون جدید ساخت، و تنها برندهی اون میدون شد.
مسابقهای که نینتندو توش شرکت نکرد
اواسط دههی ۲۰۰۰، رقابت کنسولها یعنی قدرت پردازنده و کیفیت گرافیک. ایکسباکس ۳۶۰ و پلیاستیشن ۳ هر کدوم سعی میکردن واقعگرایانهترین تصویر رو بسازن، برای مخاطبی که همیشه گیمر بود.
نینتندو تو این مسابقه نه منابع لازم رو داشت، نه علاقهای بهش. پس سؤال رو عوض کرد: بهجای «چطور از رقبا قویتر باشیم؟» پرسید «کیا اصلاً بازی نمیکنن، و چرا؟»
Wii: کنسولی که باهاش حرکت میکنی
جواب، Wii بود که اواخر ۲۰۰۶ عرضه شد: یه کنسول با گرافیک ضعیفتر از رقبا، ولی با یه کنترلر حرکتی. لازم نبود ترکیب دکمهها رو حفظ کنی؛ برای تنیس بازی کردن، دستت رو مثل راکت تکون میدادی.
پدربزرگها، مادرها، بچههای کوچیک و حتی خانههای سالمندان شروع کردن به بازی کردن. Wii بیش از ۱۰۰ میلیون دستگاه فروخت و یکی از پرفروشترین کنسولهای تاریخ نینتندو شد.
استراتژی پشتش: اقیانوس آبی
دبلیو چان کیم و رنه موبورن، استادهای مدرسهی کسبوکار اینسید، به بازارهای شلوغ و پررقابت میگن «اقیانوس قرمز»: جایی که رقبا سر یه کیک ثابت همدیگه رو میدرن. «اقیانوس آبی» بازاریه که هنوز کسی واردش نشده و رقابت توش معنا نداره.
نینتندو بهجای اینکه سهم بیشتری از گیمرها بگیره، «غیرگیمرها» رو به مشتری تبدیل کرد. قدرت گرافیک رو کم کرد، سادگی و سرگرمی جمعی رو زیاد کرد. نتیجه: بازاری که رقبا حتی نمیدیدنش.
قدرت «نه» گفتن به رقابت
سختترین بخش این استراتژی، تکنولوژی نبود؛ جسارت کنار کشیدن بود. اعلام اینکه «ما تو این مسابقه نیستیم» برای خیلی از مدیرها مثل قبول شکسته.
ولی وقتی تو یه رقابت ضعیفتری، ادامه دادن همون مسیر یعنی همیشه دوم یا سوم موندن. گاهی بهترین حرکت اینه که بازی رو عوض کنی، نه اینکه سختتر بازی کنی.
درسی برای کسبوکار کوچیک
اگه تو بازارت همه سر قیمت یا سر «بیشترین امکانات» رقابت میکنن، شاید جای تو اونجا نباشه. از خودت بپرس: کیا مشتری این بازار نیستن، و چرا؟
یه باشگاه ورزشی میتونه بهجای رقابت با باشگاههای حرفهای، کسایی رو هدف بگیره که از باشگاه رفتن خجالت میکشن. یه آموزشگاه زبان میتونه برای بازنشستهها کلاس بذاره. مشتریای که هیچکس نمیبینه، بزرگترین فرصت توئه.